ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

97

مجمع التواريخ ( فارسى )

پسران نادر شاه مسلط بايران ميشدند قتل و نهب عظيم در خراسان و ساير بلاد ايران رو ميداد و چون با على قليخان قزلباشيه را حسن ظنى بود لهذا سپردن قلعهء مشهد مقدس را بعلى قليخان اصلح و اسلم دانستند چنان كه ان شاء اللّه بعد از اين مسطور مىگردد . شرح ورود على قليخان برادرزادهء نادر شاه ببلدهء مشهد مقدس معلى و تمكن او بر سرير سلطنت ممالك ايران جنت بنيان و وقايع بعد از آن بمشيت قادر منان سخن سنجان دقيقه رس احوال مختلفه گردش فلك بوقلمون‌وش را بدين گونه ساز داده و نيرنگى چرخ كج رفتار را به زبان قلم راست گفتار درآورده‌اند كه عليقليخان در كمال استعجال قريب به شهر رسيد و بآئين متوليان سلف سر كار فيض آثار كه به جهت پادشاهان معمول است جناب خلد آشيانى باستقبال برآمده على قليخان را داخل شهر و بتقبيل عتبهء عليهء رضويه سلام اللّه عليه مشرف و فايض نموده در همان روز او را بر تخت سلطنت ايران نشانيده مخاطب بخطاب سلطان على عادل شاه شد و بعد از جلوس بسبب مخالفت كرد چمشگزك عادل شاه آن جناب را همراه بخبوشان برده بعد از انجام مهام آنجا مراجعت بمشهد مقدس نمود . چون عادل شاه به جهت قلع و قمع برادر خود ابراهيم ميرزا عازم سمت عراق و آذربايجان گرديد بودن آن جناب را در ارض اقدس مناسب وقت ندانست و تخويف اهل غرض مزيد علت گرديده از براى تأليف قلب آن جناب علاوهء توليت خدمت صدارت خاصه و عامهء كل ايران را بنام آن جناب نموده همراه خود بمازندران و باستر اباد برده عزم بدست آوردن حسن خان پسر فتح عليخان قاچار كه در دشت قپچاق بود كرد تا كنار آب سيمبار « 1 » رفته با حسن خان و بكنج سردار يموت محاربهء صعب شده يموتان و حسن خان تاب مقاومت نياورده قرار بر فرار دادند .

--> ( 1 ) - همان سومبار كنونى از شعب شمالى رود اترك كه در نزديكى قلعهء چات باترك ميريزد .